تبليغاتX
راه رستگاری
رسول خدا (ص)با عده‏ای از اصحاب در ابطه نشسته بودند که ناگهان جبرعیل فرود آمد و بال‌های خود را گشود، به‌طوری که شرق و غرب را فرا گرفت. سپس رسول خدا را صدا کرد که « یا محمد، خدای تعالی تو را سلام می‏رساند و امر می‏فرماید که از خدیجه چهل روز کناره بگیر.»
این امر برای پیامبر به دلیل محبت زیادی که به خدیجه داشت، سخت بود، ولی دستور خدا را اطاعت کرد و از خدیجه کناره گرفت. روزها روزه بود و شب‌ها به عبادت مشغول می‌شد. پیامبر،عمار یاسر را به خدمت خدیجه فرستاد که به او بگو:
«ای خدیجه، چنین نپنداری که دوری من از تو به علت ناراحتی یا خشم من از توست؛این فرمان خدای تعالی است. ای خدیجه، خیال بد نکن و دلت روشن باشد؛ چرا که خدای تعالی هر روز چندین بار در برابر ملائکه اش، به وجود تو مباهات می‏کند . شب‌ها در خانه را ببند و به بستر خود برو. من هم در منزل فاطمه بنت اسد(مادرعلی هستم».

خدیجه سلام الله علیها هر روز از دوری رسول خدا غصه‌دار بود تا سرانجام، آن چهل روز به پایان رسید و جبرئیل نازل شد و گفت: « ای محمد، خدایت سلام می‌رساند و می‌گوید برای تحفه‏ای از جانبش آماده باش.» رسول خدا فرمود: « ای جبرئیل، تحفه خدای عالمیان چیست»؟
عرض کرد:« نمی‏دانم.» ناگهان میکائیل* با طبقی پوشیده با سندس (استبرق) فرود آمد و آن را پیش روی مبارک حضرت گذاشت.
جبرئیل پیش آمد و عرض کرد: «خدای تعالی فرمان داده است که امشب افطار خود را از این طعام قرار دهی».
امیرالمؤمنین در روایتی می‏فرماید: « رسول خدا هر وقت افطار می‏فرمود، دستور می‏داد در را باز بگذارند تا هر که می‏خواهد وارد شود. اما آن شب فرمود «ای علی، این طعام بر غیر من حرام است.» و به من امر کرد به کسی اجازه ورود ندهم. من کنار در خانه نشستم. رسول خدا پارچه را از روی غذا برداشتند.خوشه‏ای از خرما و خوشه‌ای از انگور بهشتی بود. رسول خدا آن غذا را به طور کامل میل کرد و آب خورد.سپس جبرئیل بر دست مبارکش آب ریخت و میکائیل آن را شست واسرافیل خشک کرد و آنچه از غذا مانده بود به آسمان بالا رفت.

رسول خدا برای نماز غفیله برخاست، که جبرئیل پیش آمد و عرض کرد اکنون تا وقتی به نزد خدیجه نرفته‌ای، نماز برای تو حرام است؛ زیرا خدای تعالی قسم یاد کرده که امشب از صلب تو نسلی پاک بیافریند. پس رسول خدا از جا برخاست و به طرف منزل رفت.
خدیجه‏ علیهاسلام در روایتی درباره‌ی آن شب می‌فرماید: « من دیگر به تنهایی خو گرفته بودم، شب‌ها سر خود را می‏پوشاندم، پرده‏ها را می‏انداختم، در را می‏بستم، نماز خود را می‏خواندم، چراغ را خاموش می‌کردم و به رختخواب می‏رفتم. آن شب هنوز خوابم نبرده بود که شنیدم کسی در می‌زند. با خود گفتم فقط محمد این‌گونه در می‌زند. پرسیدم«کیست؟» رسول خدا با لحن لطیف همیشگی‌اش فرمود: «باز کن، خدیجه! منم، محمد.»
با شادی تمام بلند شدم و در را باز کردم. رسول خدا وارد شد.

میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است

حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود:
وقتی خدیجه علیهاسلام با رسول خدا ازدواج کرد، زنان مکه از او دوری کردند و باب رفت و آمد با او را بستند. آنها حتی به او سلام هم نمی‌کردند.
خدیجه تنها بود تا از فاطمه باردار شد. فاطمه علیهاسلام از شکم مادر با مادر صحبت می کرد و او را دلداری می‌داد.
روزی پیامبر اکرم داخل خانه شد و شنید که خدیجه با کسی سخن می‌گوید. پرسید:« با چه کسی صحبت می‌کنی»؟!
خدیجه عرض کرد:« با این طفلی که در شکم دارم. او همصحبت و مونس من است.»
پیامبر فرمود:« ای خدیجه، هم اکنون جبرعیل به من خبر می‌دهد که این طفل، دختری است پاک و مبارک که خدای تعالی نسل مرا از او قرار می‌دهد و فرزندان او را امامان و پیشوایان امت و خلیفه‌های خودش در روی زمین می‌گرداند.»

وقتی ولادت فاطمه نزدیک شد، خدیجه کسی را نزد زن های قریش و بنی هاشم فرستاد تا او را در هنگام زایمان کمک کنند، اما آنها گفتند:« تو حرف ما را نپذیرفتی و با محمد یتیم و فقیر ازدواج کردی؛ ما هم با تو کاری نداریم.»

خدیجه علیهاسلام بسیار غمگین شد؛ اما ناگاه چهار زن بلند قامت گندمگون که گویی از زنان بنی هاشم‌ بودند وارد شدند. خدیجه ترسید! یکی از آنها گفت:« ای خدیجه، نترس. ما فرستادگان پروردگار توایم؛ ما خواهران توایم: من ساره ام، او آسیه رفیق بهشتی تو است، او مریم، مادر حضرت عیسی علیه السلام، و او « کلثوم»، خواهر حضرت موسی علیه السلام. خدای تعالی ما را فرستاده تا در امر زایمان کمکت کنیم.»

زنان چهار طرف خدیجه نشستند. ناگاه فاطمه زهرا علیهاسلام با بدنی پاک و مطهر به دنیا آمد و چنان نوری از آن وجود مطهر ساطع شد که همه خانه‌های مکه را روشن کرد.
در این هنگام ده حورالعین  وارد شدند، با طشت‌هایی پر ازآب کوثر و پارچه‌های بهشتی.
بانویی که در جلوی خدیجه نشسته بود، فاطمه علیهاسلام را به آب کوثر شستشو داد و در دو قطعه پارچه سفید که از شیر سفیدتر و از مشک وعنبر خوشبوتر بود پیچید. سپس عرض کرد:« اکنون سخن بگو.»
فاطمه علیهاسلام زبان گشود و فرمود:« اشهد ان لا اله الا الله و انّ ابی رسول الله سید الانبیاء و انّ بعلی سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط ». (گواهی می دهم که معبودی نیست جز الله و پدرم رسول خدا و آقای همه پیامبران است و شوهرم، علی. بزرگ همه اوصیاء و فرزندانم بزرگ همه خانواده های پیغمبرانند.)

سپس بر آن چهار زن سلام کرد و نام آنها را یکایک بر زبان آورد. زنان به روی زیبای فاطمه اطهر خنده شوق زدند و فرشتگان به یکدیگر بشارت دادند. آری، شادباش ولادت فاطمه زهرا به آسمان‌ها رسید و نور وجودش آسمان را روشن کرد؛ نوری که تا آن زمان ملائکه ندیده نبودند. آن چهار زن، فاطمه علیهاسلام را به دست خدیجه سپردند و گفتند:« او را بگیر که طاهر است و مطهر، پاک و مبارک.»


+ نوشته شده توسط محمد حسین خراسانی در چهارشنبه 1391/02/20 و ساعت 21:55 |
                                

نابغه بزرگ قرآنی جهان اسلام گفت: به لطف پروردگار و دعای والدینم

توانستم قرآن را در کمتر از 9 ماه حفظ کرده و آن را به 50 روش از حفظ بخوانم.

محمدتقی خان با حضور در جمع مردم خوب وصمیمی گردکوه با

اجرای‌‌هاي متفاوت از خواندن حفظ قرآن، همگان را متحیر کرد.

نابغه بزرگ جهان اسلام در این مراسم که در محفل انس با قرآن کریم و با

استقبال گسترده مردم در مسجد حضرت صاحب الزمان(عج) گردکوه وبا

حضور آقای حسینی کوهستانی رییس سازمان تبلیغات اسلامی استان

یزد و آقای جعفر پور رییس سازمان تبلیغات اسلامی شهرستان مهریز

برگزار شد، با اجرای روش های گوناگون مانند تلاوت آیات تنها با اشاره

چشم  برادرش، همچنین پاسخ به سوال حاضران از قرآن، بیان سوره قرآن

صرفاً با شنیدن نام فرد سئوال کننده و کلمه مورد نظر وی بازگشت 200 و

300 صفحه‌ای به صفحات گذشته، معرفی خود با قرآن، حفظ به روش

تسلسل آیات و اجرای آن وغیره تعجب و تحسین حاضران را برانگیخت.

محمدتقی خان که بیش از 12- 15 ساعت از شبانه روز را به قرائت و مرور 

آیات قرآن می پردازد و به چهار زبان فارسی، عربی، انگلیسی و اردو

مسلط است با تاکید بر لزوم احترام پدر و مادر اظهار داشت: به لطف

پروردگار و دعای والدینم توانستم قرآن را در کمتر از 9 ماه حفظ کرده و آن را

به 50 روش از حفظ بخوانم.

این نوجوان 14 ساله پاکستانی که در سن سه سالگی پدرش را از دست

داده و تحت سرپرستی برادرش دکتر محمدنقی خان حافظ کل قرآنگرفته

گفت: بعد از مرگ پدر همراه با خانواده به ایران مهاجرت و در شهرستان قم

اقامت کردیم و زیرنظر اساتید مجرب قرآنی به فراگیری قرآن پرداختم و در

کمتر از 9 ماه موفق به حفظ کل قرآن کریم با ابداع روش‌های متنوع و جذاب

قرائت شده و در این زمینه پیشرفت قابل توجهی کردم

تصاویر از اجرای مراسم در مسجد صاحب الزمان گردکوه

+ نوشته شده توسط محمد حسین خراسانی در چهارشنبه 1391/02/13 و ساعت 16:41 |

فلسفۀ مخفی بودن قبر زهرا(س) را باید در مبارزۀ سیاسی وی برای احقاق حق علی جست.


قبر زهرا مخفیست تا هر کس که خواست تاریخ اسلام را بخواند از خود بپرسد چرا قبر عزیزترین دختر پیامبر مخفی است و وقتی به دنبال این چرا گشت با حقایقی که برخی نمیخواهند آشکار شود آشنا شود

چرای بزرگ؟؟!!!
.... و چرا دختر پیامبر خدا که برترین انسان بعداز پیامبر و حضرت علی بود را شبانه غسل دادند وشبانه کفن نمودند و شبانه دفن کردند؟؟

..در آن ایام رسم بر این بود که هر فردی از بزرگان بمیرد خلیفه وقت بر او نماز میگذارد و.. چنانچه الان هم علماء بر بدن بزرگان دین نماز میخوانند.
حضرت فاطمه به حضرت علی فرمود شبانه مرا دفن کن ..( تا درفضای عمومی خلیفه وقت بر پیکر او نماز نخواند تا بهانه بگیرند و حقانیت خلیفه را تثبیت کنند.
همین در خواست فاطمه زهرا ، خود بزرگترین مخالفت با خلیفه وقت و نا حق دانستن خلافت اورا میرساند....
حضرت زهرا می خواستند حتی بعد از شهادت خود، باز هم با دفن مخفیانه خود، یک شوک دیگر هم به جامعه اسلامی وارد کند و به مسلمانان بفهماند که فاطمه(س) از آنها راضی نبود و به سکوت مسلمانان در آن موقعیت حساس معترض بود و به همین خاطر هم مسلمانان را از حضور در مراسم نماز و دفن بزرگ بانوی اسلام، و دختر پیامبر اسلام، که مسلمانان هنوز داغدار رحلت او بودند، محروم کرد، تا هم اعتراض عملی خود را به آنها اعلام کند و هم با مخفی بودن قبرش، در طول تاریخ، این مبارزه سیاسی فاطمه (س) برای دفاع از حریم ولایت را، به همه اعلام کند.
وشاعردلیل دفن مخفیانه وشبانه چقدرزیبا از زبان حضرت زهرا(س) سروده:

قبر ودفن وکفن من باید پنهان ماند زخلق
تاکه دشمن را به هر عصر وزمان رسوا کنم

یک علت مهم مخفی بودن قبر حضرت زهرا (س) این است که هنوز رفع ظلم از آن حضرت نشده است، زیرا کسانی که در حق آن حضرت ظلم نمودند و در واقع قاتل آن حضرت هستند هنوز به عنوان صحابی کبار و خلیفة الرسول مورد احترام و اکرام می­باشند. در واقع قهر نمودن حضرت فاطمه زهرا (س) با ظالمین در زمان نزدیک به شهادتشان و وصیت آن حضرت به دفن شبانه بدون حضور کسانی که آن مظلومه مقهوره را آزردند، یک شیوه و سبک مبارزه است که آن حضرت برای رسوا نمودن کسانی که مورد غضب پاره تن رسول (ص) قرار گرفتند، انتخاب نمود و جایی برای جعل حدیث و تغییر تاریخ برای پوشاندن این ستم باقی نگذاشت و سند بزرگی است بر مظلومیت آن حضرت.
دختر پیامبر خدا، ریحانه الرسول فاطمه ی اطهر(س) که برترین انسان بعد از پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) بود را شبانه غسل دادند و شبانه کفن نمودند و شبانه دفن کردند تا امروز و در طول تاریخ قبر مخفی او فریاد بلند رسوا کننده غاصبین حق او و همسرش مولی الموحدین امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع) باشد و به عنوان سندی بر مظلومیت آن یگانه اعصار تا ابد باقی بماند.
+ نوشته شده توسط محمد حسین خراسانی در دوشنبه 1391/02/04 و ساعت 13:51 |

 

جمعه ای دیگر گذشت ویار پنهانم نیامد

                                یوسف گمگشته ام آن شاه کنعانم نیامد

چشم ما در حسرت دیدار روی نازنینش

                               خیره مانده  بر در  وآن مهر  تابانم  نیامد

مقتدایی که بود در دست او شمشیر حیدر

                             تا بگیرد  خونبهای  شاه  عطشانم  نیامد

ناله زهرا زپشت در هنوز آید به گوشم

                             کان مه زیبا و آن خورشید رخشانم نیامد

آن که گیرد انتقام صورت وبازوی نیلی

                               وآنکه باشد دست او دارو ودرمانم نیامد

کی شود آن جمعه ای که با صدای دلنشینت

                                گردد آغاز  ونگویم  وای  مهمانم  نیامد

ناله وافغان مظلومان رسد بر گوش عالم

                               وآن عدالت  گستر و  معنی قرانم  نیامد

مصطفی رخسار وحیدر مسلک و پور حسینم

                                 وارث نوح  وخلیل الله  وعمرانم  نیامد

آنکه با دست مسیحایی کند درمان دردم

                               یا شفا بخشد به جسم وجان بیمارم نیامد

آنکه درهم بشکند کفر ونفاق وظلمها را

                                 یا بکوبد  بر زمین  بتهای  دورانم  نیامد

این دل تنگم گرفته در غروب عصر جمعه

                                 بار الها  رهبر  ومولا  وسلطانم  نیامد

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین خراسانی در جمعه 1391/01/18 و ساعت 16:50 |

یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هر چه گشتم فاطمه انجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست

هر چه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه بی حاصل است
فاطمه حلال صدها مشکل است

من طواف سنگ کرده ام دل کجاست
راه پیمودم پس منزل کجاست

کعبه بی فاطمه مشتی گل است
قبر زهرا کعبه اهل دل است
قبر زهرا کعبه اهل دل است

+ نوشته شده توسط محمد حسین خراسانی در پنجشنبه 1391/01/17 و ساعت 15:24 |
-- --